تبلیغات
۩ منظره اطلاعات ۩ - مطالب ابر روان شناسی
DataVista.info | دروغگو را از روی دست خطش بشناسید!

پژوهشگران با انتشار مقاله‌ای در مجله علمی و معروف ساینتیفیك آمریكن تصریح كردند كه ویژگی‌های فیزیكی دست خط افراد می‌تواند به ما بگوید كه فرد مورد نظر صداقت دارد یا نه!

به گزارش ایسنا این دانشمند‌ان معتقدند كه با تجزیه و تحلیل دست خط افراد می‌توان فهمید چه كسانی دروغگو هستند.
جیل لوریا، محقق اصلی این پژوهش می‌گوید: «تحلیل دست خط» در نهایت می‌تواند سایر روش‌های دروغ‌سنجی را تكمیل كند و چه بسا بعد جدیدی را هم به روش‌های قبلی اضافه كند، چون این روش بر خلاف تقریبا تمام تكنیك‌های قبلی، وابستگی به ارتباطات كلامی و گفتاری نیست.

این محققان با تجزیه و تحلیل ویژگی‌های فیزیكی دست خط‌ها می‌توانند بگویند نویسندگان آنها دروغ می‌گویند، یا صادق هستند.

لوریا می‌گوید: دروغ نگفتن بیش از گفتن حقیقت به منابع ادراكی نیاز دارد. شما باید داستانی را خلق كنید و مطمئن باشید كه با خودتان تضاد ندارد.

حسگرهای فشار می‌توانند شرایط ذهنی حاكم بر شما در هنگام نوشتن را در دست خطتان شناسایی كنند.

منبع :  ایسنا

برچسب ها: دروغگو را از روی دست خطش بشناسید!, دروغگو, پژوهش, دست خط, تحلیل دست خط, روان شناسی,
بی حوصله هستید؟این مطلب را بخوانید. | DataVista.info | DataVista.Co.ccرئیس كانون كارشناسان خدمات مددكاری گفت: بی‌حوصلگی و احساس دلزدگی از علائم ابتلا به بیماری افسردگی است.

حسن زائری اظهار داشت: احساس غم، اندوه، دلزدگی و بی‌حوصلگی از علائم بیماری افسردگی است. وی ادامه داد: بی‌خوابی یا خواب زیاد، احساس ناامیدی، خستگی و بی‌اشتهایی یا پرخوری از علائم دیگر این بیماری است. 

رئیس كانون كارشناسان خدمات مددكاری افزود: عدم توانایی در تصمیم‌گیری و تحریك پذیری از علائم دیگر بیماری افسردگی به شمار می‌آید.

وی ادامه داد: عوامل هورمونی، ارثی و تأثیر برخی از داروها سبب می‌شود كه فرد به بیماری افسردگی مبتلا شود. 

زائری گفت: عوامل روانی و اجتماعی تشدید كننده بیماری افسردگی است همچنین اگر اطرافیان عملی را انجام دهند كه فرد بیمار را عصبی كند، این بیماری گسترش بیشتری در فرد پیدا می‌كند

وی اظهار داشت: وابستگی به الكل و مواد مخدر از عوامل دیگری است كه سبب می‌شود این بیماری تشدید شود. 

رئیس كانون كارشناسان خدمات مددكاری ادامه داد: درمان این بیماری از طریق دارو درمانی و روان‌درمانی میسر می‌شود اما بهترین راه روان‌درمانی است همچنین باید اطلاعات لازم را در اختیار خانواده فرد افسرده قرار دهیم تا فعالیتی را انجام ندهند كه این بیماری در فرد تشدید شود.

وی با اشاره به اینكه ابتلا به افسردگی در كودكان هم وجود دارد،اظهار داشت: مردان به راحتی مشكلات موجود در زندگی را برای خود حل می‌كنند اما زنان توانایی این كار را ندارند و همین عامل سبب می‌شود كه زنان بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا شوند.


برچسب ها: بی‌حوصلگی, احساس دلزدگی, افسردگی, دارو درمانی, روان‌درمانی, اخبار پزشکی, سلامت, روانشناسی, روان‌شناسی, روان شناسی, مجله خانواده, دانستنی های متعهلان, مطالب درخواستی,

دلایل كاهش یا فقدان میل جنسی در هر دو جنس عبارتند از :
دلایل روانشناسی : مانند هیجان ، اضطراب ، ترس از ناتوانی و ترس از انتقاد ، سابقه سوء استفاده جنسی ، مشكلات شخص با اطرافیان بخصوص همسر و براورده نكردن انتظارات فرد توسط شریك جنسی و غیره .
اختلالات هورمونی :
افزایش مسئولیت ها و تغییرات شرایت زندگی . فاكتورهای زیادی در ارتباط جنسی طبیعی دخالت دارند در صورت مهیا نبودن هر یك از فاكتورها در ارتباط جنسی اختلال وارد می شود . افراد پر مشغله ارتباط جنسی كمی دارند یك انسان خسته بی حوصله و بی میل جنسی می گردد كه در این شرایط طبیعی است . بالا رفتن سن روند پیری نه تنها باعث تغییرات هورمونی می شود بلكه بر روی مغز نیز اثر می گذارد و باعث كاهش میل جنسی نیز می گردد .
درمان :
درمان شامل برطرف نمودن مشكلات روانشناسی و علل زمینه ای تا حد امكان می باشد . بعضی از داروهایی كه ادعا می شود باعث افزایش میل جنسی می گردند عبارتند از قطره و قرص گیاهی آفرودیت


برچسب ها: میل جنسی, هیجان, اضطراب, ترس, سوء استفاده جنسی, سو استفاده جنسی, استفاده جنسی, ارتباط جنسی, +18, 18+, + 18, افزایش میل جنسی, اجتماعی, ازدواج, پزشکی و سلامت, زنان, مردان, مسایل زناشویی, علمی و دانستنی ها, علمی, دانستنی ها, روان شناسی, روانشناسی, مجله خانواده, دانستنی های متعهلان,
مهارت در خود آگاهی: خود آگاهی موجب شناخت نیازهای افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود . و همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر می‌كند. خود آگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان آسانتر ساخته ، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایتمندی را رونق می‌بخشد . خود آگاهی تضمین كننده استحكام وجودی فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و مرد در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آن هاست. خود آگاهی شناخت احساسات، اهداف و برنامه های زندگی ، تفریحات و سرگرمی ها ، توانایی ها ، ضعف ها، ارزشها ، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب ، علائق، آرزوها، و استعدادها را به دنبال دارد. كشف و درك شناخت و مهارتها و توانایی های خود به این دلیل مهم است كه: فرد قبل از ازدواج بداند چه هدفی دارد و براساس هدف اصلی زندگی اش برنامه ریزی كند.

آگاهی از خود و خصوصیات خویش به انسان كمك می‌كند با توانایی ها ، ضعفها ، و سایر خصوصیات خود آشنا شود . و همچنین در صورت برخورد با مشكلات طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبرو شود.

شناخت تفاوتهای زن ومرد : تفاوتهای میان زن ومرد تفاوتهای عمده ای است . برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد و باید در ازدواج و زندگی مشترك به آن توجه كرد. ازجمله:

1- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می‌خواهند در مورد مسائل مالی، معاملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند . مخالفت و عدم توجه افراد به این نكته می‌تواند مشكلات و موانعی را در زندگی مشترك ایجاد كند زیرا مرد تصور می‌كند كه به استقلالش لطمه خورده است.

2- زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند: چنانچه زنی حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واكنش های شدید عاطفی نشان می‌دهد.

3- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید كه مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده اند . البته ، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می‌كند با این كه قدرت اول خانواده است ، مشكلات زیادی مشاهده می‌شود. البته این كه مردها قدرت اول خانواده باشند به این معنا نیست كه مرد همانند یك دیكتاتور عمل كند بلكه منظور نقش مدیریتی است.

4- صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطراب ها و ناراحتی های خود را تخلیه می‌كنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است . چنانچه درك و آگاهی زن و مرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترك می‌كند.

5- نگاه مردان به مسائل كلی تر است : مردها معمولاٌ وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند در حالی كه زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می‌شود ، كه زن تصور كند كه مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور كند كه همسرش فردی حساس و ریز بین است.

6- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می‌شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفكرات منفی در مدت زمان اندك موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می‌شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آنكه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می‌كند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترك را در شخص رشد می‌دهد.

مهارت در همدلی با افراد: همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با افراد كمك می‌كند.

گاهی افراد به اشتباه تصور می‌كنند تفاهم به این معنی است كه با فرد مقابل كاملاٌ هم فكر و هم عقیده باشیم در حالی كه چنین تصوری از پایه اشتباه است ، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت كه شبیه هم باشند.

اختلاف در دیدگاهها، علائق ها ،آرزوها، سلیقه ها ، امری طبیعی و عادی است.

اصول مهارت همدلی:
1- به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.
2- با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.
3- به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.
4- خود را به جای طرف مقابل بگذارید.
5- در همدلی با طرف مقابل از جمله های قاطع استفاده نكنید.


مهارت تصمیم گیری: انسانها در صورت های مختلفی تصمیم می‌گیرند. خواه این تصمیم معامله ای یا اشتغال به كاری یا ازدواج باشد.

اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی دارای اصول و مهارت هایی به ترتیب زیر است:

◄ مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی كه فرد متوجه می‌شود باید تصمیم بگیرد روی آن تمركز کرده و ضمن روشن كردن تصمیم اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌كند.

◄ ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده انتخاب: فرد پیامد های متفاوت انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی می‌دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.

◄ تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی كه گرفته می‌شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

◄ برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

◄ اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله فرد به صورت عملی وارد مراحل اجرای برنامه خودش می‌شود.

◄ ارزیابی پیامد های واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می‌پردازد كه یا ناموفق بوده یا موفقیت كاملی را به دست نیاورده است . در اینجا فرد مراحلی را كه پشت سر گذاشته مورد بررسی قرار می‌دهد.

برچسب ها: خواستگاری, پیش نیازها, پیش نیاز, شناخت احساسات, اهداف و برنامه های زندگی, تفریحات و سرگرمی ها, توانایی ها, ضعف ها, ارزشها, مسئولیت ها, شناخت فرهنگ, مذهب, علائق, آرزوها, احساسات, شناخت تفاوتهای زن ومرد, خواستگاری و ازدواج, مجله خانواده, دانستنی ها, تیریپ لاو, مسایل زناشویی, مردان, زنان, خانه و خانواده, دختران پسران و مسائل جنسی, دختران, پسران, روانشناسی, روان شناسی, خانواده و زندگی زناشویی, خانواده, زندگی زناشویی,
همچنین بخوانید : جامعه هیز یعنی چه؟ ، قاتلین بالفطره روابط زناشویی ، چگونگی رفتار با زنان زیبا، آنها را با الماس و مروارید بمباران نکنید! ، ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی ، شناسایی دروغگو با یک نگاه ، چرا مجذوب جنس مخالف خود میشویم؟ ، زن بزرگتر از شوهر عیب دارد؟ ، مزاحمت‌های خیابانی؛ شوخی بامزه یا آزار اجتماعی ، زن در ایران، زن در اسرائیل ، در عرض 7 دقیقه نظر دیگران را نسبت به خود تغییر دهید ، چگونه خوش اندام جـــلوه كنـــیم ؟ ، خانمها : روشهای صحیح انتقاد جنسی از همسر ،

چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و اراد‌ه‌ای بالا د‌ارند‌. د‌ر تصمیم‌گیری‌ها، خیلی محکم عمل می‌کنند‌ و تا حد‌ی خود‌ رای و مغرور نیز هستند‌. این افراد‌، اعتماد به نفس بالایی د‌ارند‌ و تا آخرین توان خود‌ به د‌یگران کمک می‌کنند‌.

چشم آبی
د‌ارند‌گان چشم‌های آبی، د‌ارای نگاهی عمیق هستند‌ و شخصیتی حساس د‌ارند‌. این افراد‌ به راحتی فکر و نظر خود‌ را به د‌یگران تحمیل می‌کنند‌.

چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسان‌هایی رویایی هستند‌ که د‌ر فضای شاعرانه‌ای زند‌گی می‌کنند‌ و همچنین بسیار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسیار سعی می‌کنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌یگران کمک کنند‌. این افراد‌ همچنین د‌ارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند‌.

چشم قهوه‌ای
چشم قهوه‌ای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه‌ای‌ها، بسیار خونسرد‌ند‌ و هرچه را که می‌خواهند‌ به راحتی تصاحب می‌کنند‌.

چشم خاکستری
صاحبان چشم‌های خاکستری، د‌و د‌سته هستند‌. یا از شخصیتی آرام برخورد‌ارند‌ و یا شخصیتی عصبی و انقلابی د‌ارند‌، ولی د‌ر مجموع انسان‌هایی سرسخت و سنگین د‌ل هستند‌.

چشم عسلی
با وجود‌ اینکه چشم ‌عسلی‌ها، انسان‌هایی خوش قلب هستند‌ ولی با د‌یگران صریح نیستند‌. این افراد‌ همیشه به د‌نبال د‌وست می‌گرد‌ند‌. چشم عسلی‌ها معمولاً از کود‌کی روی پای خود‌ می‌ایستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌یگران تکیه کنند‌.


برچسب ها: روانشناسی رنگ چشم, روانشناسی, رنگ چشم, چشم سبز, چشم آبی, چشم مشکی, چشم قهوه‌ای, چشم خاکستری, چشم عسلی, دیدنی و شنیدنی, سرگرمی, آرایشگری, دانستنی ها, علمی و دانستنی ها, روان شناسی, روان‌شناسی,
رفتارها - معصومه كیهانی:
آیا تاكنون شده به درست بودن نوع برخوردتان با مسایل شك كنید؟

این شك از آن نوع شك‌هایی است كه بخصوص در برخی موارد به نتایج بسیار مثبت منجر می‌شود. البته می‌دانید كه در مرحله شك نباید زیاد باقی ماند...

وقتی رابطه شما به عنوان پدر و مادر با بچه‌ها در هر رده سنی به‌خصوص در دوران بلوغ، بسیار بحرانی و بغرنج است كه به هیچ وجه نمی‌توانید یك ارتباط خوب و سازنده ایجاد كنید و اساسا حرف یكدیگر را نمی‌فهمید...

وقتی با همسرتان همیشه اختلاف دارید به صورتی كه در بسیاری موارد، كوچك و بی‌اهمیت بودن مورد اختلاف به شدت شما را می‌آزارد اما به هر تقدیر، برخوردها همواره به تلخی به پایان می‌رسند...

وقتی با دوستان یا همكاران خود در محیط كار و یا همكلاسی‌هایتان در مراكز آموزشی و یا در دیگر موارد با مردم كوچه و بازار نمی‌توانید یك رابطه مثبت و دوجانبه برای رشد و پیشرفت و گذران زندگی اجتماعی رضایت‌بخش برقرار كنید؛ با خود فكر كرده‌اید چرا؟... ریشه این ناكامی‌ها و عدم موفقیت‌ها چیست؟

اگر ارزیابی‌های بی‌طرفانه از چند مورد مشكل ارتباطی را در كنار هم بگذارید حداقل به این نكته می‌رسید كه جزئی‌نگری و حساسیت‌های بی‌اساس، یكی از مسایلی است كه اجازه نمی‌دهد شما با دیگران ارتباط مثبت و سازنده‌ای برقرار كنید.

نكته اساسی دیگر بی‌توجهی به یك سری قوانین و واقعیات عاطفی- انسانی است. برای مثال انسان در هر سنی نیاز به "نوازش" دارد. این یك قاعده كلی است.

اما آیا نوازشی كه یك نوزاد ، كودك 2ساله یا 7ساله، نوجوان 15ساله، جوان 25 ساله، مرد 40 ساله و زن 60 ساله نیاز دارند از ویژگی‌های یكسانی برخوردار است؟

امروزه، برخی روانپزشكان كه معتقد به تاثیرگذاری عوامل محیطی بر روح و روان انسان، بویژه از دوران نوزادی تا پایان دوران كودكی هستند؛ در كلیه این زمینه‌ها راه‌حل‌های قابل توجهی ارائه می‌دهند كه مبتنی بر همین واقعیات پیچیده عاطفی- انسانی است.

بنابراین می‌توان مشاوره با آنها را جدی گرفت همان گونه كه برای درمان یك بیماری جسمی، راهی جز مشاوره با پزشك متخصص وجود ندارد.

خوشبختانه در سالهای اخیر به درمان مشكلات روانی- روحی عنایت بیشتری شده است كه قطعا با توجه به تاثیرگذاری مثبت و تعیین‌كننده این نوع مشاوره‌ها، روند گسترده‌تری پیدا خواهد كرد. امید آن كه روزی این نگاه در فرهنگ جامعه ما جایگاه واقعی خود را بیابد.


برچسب ها: رفتارها, اجتماع, معصومه كیهانی, مهارت‌های زندگی, مقالات, دانستنی های متعهلان, مجله خانواده, روانشناسی, روابط انسانی, اجتماعی, مسایل زناشویی, روان شناسی,
محکم بغلم کن! | DataVista.info

عشق نیازمند اطمینان بخشی حاصل از نوازش است. اکثر دعواها اعتراض به عدم ارتباط احساسی است. در ناراحتی و سختی، زوج ها دوست دارند بدانند که طرفشان برای کمک کنارشان است.

من در رستوران والدینم بزرگ شدم که همیشه داستان های زیادی در آن اتفاق می افتاد. و همه این داستان ها—دعواها،اشک ها، ناراحتی ها—همه حول عشق می چرخیدند. حتی پدر و مادر خودم را هم می دیدم که عشقشان را به خاطر همدیگر نابود می کنند. از آن زمان به دنبال این بودم که ببینم عشق واقعاً چیست. مادرم آن را "5 دقیقه مضحک" تعریف می کرد. خیلی ها هم آنرا ادغام مرموز احساس و سکس تعریف می کردند، یا ترکیبی از شیفتگی و همراهی. اما مطمئناً خیلی بیشتر از این چیزهاست.

بینش شخصی من از تحقیق ها و مشاوره های گوناگون با بیش از هزار زوج طی 33 سال جمع آوری و اکنون با تحقیقات علمی ادغام شده است تا جایی که با جرات می توانم بگویم الان می دانم عشق چیست. پدیده ای کاملاً شهودی است اما چندان آشکار نیست: عشق، جستجویی مداوم برای یافتن ارتباطی بنیادی و مطمئن با کسی دیگر است. با این پیوند، زوج های عاشق از نظر احساسی به هم وابسته شده و نیازمند مراقبت، توجه و آرامش گرفتن از همدیگر هستند.

همه ما نیازمند برقراری ارتباط احساسی و پاسخدهی آن از طرف مقابل هستیم. این واکنش برای بقاء است درست مثل آن پیوند اطمینانی که کودک با مادر خود جستجو می کند. این مشاهده به نظریه وابستگی برمی گردد. شواهد زیادی نشان میدهد که نیاز به وابستگی مطمئن هیچوقت در انسان از بین نمی رود. این وابستگی در بزرگسالان به نیاز به برقراری ارتباط احساسی با همسر تبدیل می شود. مادر را تصور کنید که چطور با عشق به فرزند خود نگاه می کند، درست مثل دو عاشق که به چشمان هم خیره می شوند.

گرچه در فرهنگ ما وابستگی نوعی ضعف به شمار می رود اما واقعاً اینطور نیست. وابسته و دلبسته شدن به کسی بالاترین حس اطمینان و امنیت را به ما می دهد. این وابسته شدن یعنی هر زمان که بخواهید طرفتان با شما حرف بزند، بدانید که برای او اهمیت دارید، که مورد احترام او هستید و او به همه نیازهای احساسی شما پاسخ می دهد.

بزرگترین اصل در نظریه وابستگی این است که جدایی—نه فقط جدایی فیزیکی بلکه جدایی احساسی—برای انسانها وحشت آور است. مغز آن را یک خطر می شمارد.

داستان های عشقی که در بچگی هرشب می دیدم در رستوران اتفاق می افتد، همه درمورد ولع انسان به ارتباط احساسی بود. وقتی ما موفق شدیم با طرفمان ارتباط مطمئن بگیریم، آنوقت همه آزارها و ناراحتی هایی که به ما وارد می کند را می توانیم تحمل کنیم.

ارتباطات از هم گسیخته

در شروع هر رابطه، ارتباط بسیار شدید است اما با گذر زمان این شدت کاهش پیدا می کند. بعد زمان هایی می رسد که احساس می کنیم ارتباطمان گسسته شده است، و خیلی وقت ها دیگر نیازهایمان به وضوح ابراز نمی شوند. مرد ناراحت است و واقعاً می خواهد که به آرامش برسد اما زن او را تنها میگذارد به تصور اینکه او دنبال تنهایی است. در هیچ رابطه ای نمی توان از این لحظات فرار کرد. اگر می خواهید با کسی برقصید، مطمئناً یک جاهایی از رقص پیش می آید که پایتان روی پای هم برود.

اما از دست رفتن ارتباط با کسی که دوستش داریم، حس امنیت ما را هم به خطر می اندازد. حس عمیقی از ترس ما را فرامی گیرد. زنگ خطری در مرکز ترس مغز به صدا در می آید. وقتی این زنگ خطر فرستاده می شود، دیگر فکر نمی کنیم، عمل می کنیم. این تهدید ممکن است از دنیای بیرون باشد یا از دنیای درون خودمان. این درک و احساس خودمان است که به حساب می آید نه واقعیت موجود. اگر در موقع نیاز احساس طردشدگی کنیم، در شُرُف وحشت قرار می گیریم.

آنچه که بعد از آن لحظات از هم کسیختگی ارتباط انجام می دهیم تاثیری عمیق بر شکل رابطه ما خواهد داشت. آیا می توانید برگردید و ارتباط را دوباره برقرار کنید؟ اگر نمی توانید، از این به بعد دعواها و مشاجره ها شروع خواهد شد و حس بسیار بدی از تنهایی احساسی به سراغتان خواهد آمد. رابطه تان دیگر محیطی امن برای شما نخواهد بود. دیگر تردید خواهید داشت که طرفتان همیشه کنارتان است و برایتان ارزش قائل است.

زوجی را تصور کنید که اولین فرزندشان به دنیا می آید. بچه دار شدن تجربه ای بسیار استرس زا است اما دقیقاً در زمانی اتفاق می افتد که احساس ترس از وابستگی و نیاز افراد بسیار قوی است. مرد ممکن است پیش خود تصور کند، "بااینکه می دانم غلط است اما احساس می کنم که زنم را از دست داده و جای آن این بچه نصیبم شده است." و زن هم ممکن است تصور کند، "وقتی باردار بودم احساس شکنندگی شدید داشتم، از این بچه کوچک مراقبت می کردم و فقط به استراحت و آرامش بیشتری نیاز داشتم اما همسرم همیشه سرش به کار گرم بود." قصد و نیت آنها خوب است—زن از بچه مراقبت می کند و مرد هم سخت تلاش می کند تا بتواند پشتوانه خوبی برای خانواده جدید خود باشد-- اما نتوانستند آنچه که واقعاً نیاز داشتند را به همدیگر بدهند.

یا مردی را تصور کنید که در کارش متوسط جلومی رود اما همسرش به سرعت در حال پیشرفت در کار خود می باشد. زن ساعت ها طولانی را روی پروژه های جالب می گذراند درحالیکه مرد هیچ محبت، مراقبت، توجه و حتی سکسی دریافت نمی کند. هر شب مجوبر است تنها در تحتخواب دراز کشیده منتظر او بماند، از اینکه اینقدر به او نیاز دارد احساس حماقت و همچنین عصبانیت کند و زن هیچوقت نبیند که چقدر غیابش بر مرد تاثیر منفی دارد.

اما ما هیچوقت درمورد این تعارض ها به عنوان نیازهای عمیق وابستگی یاد نمی کنیم. همیشه درمورد احساسات ظاهری، عصبانیت یا بی تفاوتی حرف می زنیم و دیگری را متهم می کنیم. هرکدام از طرفین به گوشه ای می خزد و ابراز احساسات، نیازها و گرفتن اطمینان دوباره از هم، برای هر دو طرف سخت تر و سخت تر می شود.

خانم ها معمولاً نسبت به آقایون در تشخیص اولین علائم گسستگی ارتباط حساس تر هستند و واکنش آنها شروع آن چیزی است که من آن را رقص قطع ارتباط می نامم. آنها سعی می کنند که همسرانشان را وادار به واکنشی آرامش بخش کنند اما آنرا به طریقی انجام می دهند که نیاز اصلیشان هیچوقت برآورده نمی شود—همسرانشان را متهم می کنند که در یک زمینه خاص خوب عمل نکرده است.

از طرف دیگر مردها آموخته اند که واکنش ها و نیازهای احساسی خود را سرکوب کنند و این باعث می شود که از مشاجره فرار کنند. اما عصبانیت زن و عقب کشیدن مرد بر آنچه که در درون آنها است سرپوش می گذارد—نیاز به ارتباط که اکنون با ناراحتی، خجالت و از همه اینها بیشتر، ترس عجین شده است.

خیلی اوقات آنچه اکثر زوج ها نمی بینند این است که اکثر مشاجرات اعتراض به عدم ارتباط است. پشت همه آن ناراحتی ها، زوج ها عمیقاً دوست دارند بدانند که همسرشان در کنار آنها است، به آنها نیاز دارد یا نه و آیا می تواند به آنها اتکاء کند؟

ترمیم پیوندها

سالها روانشناسان و مشاوران سعی بر این داشتند که مشاجرات و دعواهای زوج ها را با آموزش مهارت های حل مشکل به آنها برطرف کنند. اما این درست مثل دادن کلینکس برای سرماخوردگی است. این راهکار مسائل مربوط به وابستگی را نادیده می گیرد. مشکل از دیدگاه وابستگی، فاصله احساسی است.

آنچه برای افراد خسته کننده  و زجرآور است این است که نمی دانند که چطور فاصله احساسی را از بین ببرند. گاهی اوقات در محل کار، مردها به من می گویند، "من هر کاری که باعث شود همسرم مطمئن شود که برایم اهمیت دارد را انجام می دهم. درآمد خوبی خانه می آورم، در کارهای خانه به او کمک می کنم، مشکلات را حل می کنم و شیطنت هم نمی کنم. اما چرا هیچکدام از این کارها به چشم همسرم نمی آید و همه آنچه که برای او مهم است که است که درمورد مسائل احساسی با هم حرف بزنیم و عشق بازی کنیم؟" جواب من به آنها این است، "چون ما زن ها اینطور ساخته شده ایم. ما به کسی نیاز داریم که توجه واقعی به ما نشان دهد و محکم در آغوشمان بگیرد. فراموش کرده ای که تو هم به آن نیاز داری؟"

ناامید شدن همیشه بخشی از زندگی زناشویی است. اما همیشه این خودتان هستید که انتخاب می کنید، چطور با آن برخورد کنید. آیا حالت تدافعی می گیرید، با ترس رفتار می کنید یا با درک و فهم؟ تصور کنید همسرتان می گوید، "امشب حس سکس ندارم" شما می توانید یک نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که چقدر دوستتان دارد و بگویید، "اِ، این خیلی بده چون من واقعاً می خواستم." یااینکه با طعنه بگویید، "باشه! پس دیگه هیچوقت سکس نخواهیم داشت، درسته؟"

البته وقتی آن وحشت به دلتان می افتد و احساساتتان قَلَیان می کند، شاید احساس کنید که چاره دیگری ندارد. اما می توانید با خودتان فکر کنید، "اینجا چه اتفاقی می افتد؟ من دارم داد می زنم. اما از درون واقعاً احساس حقارت می کنم." بعد می توانید به همسرتان بگویید، "من واقعاً ترسیدم، احساس ناراحتی می کنم".

اگر با این روش پاسخ دهید و دنبال برقراری دوباره ارتباط باشید، می توانید امیدوار باشید که همسرتان هم در پی همین است. این همان بخش رابطه است که به کمی ذکاوت نیاز دارد: اینکه رقص را تغییر دهید. هر دو طرف باید قدم هایشان را تغییر دهند.

اولین قدم بزرگ این است که خیلی ساده نیاز خود به وابستگی را قبول کنید و از آن خجالت نکشید. این مسئله درمورد افراد مجرد هم صدق می کند. افراد مجرد ممکن است بگویند، "من افسرده ام چون تنهام و میدانم که نباید تنها باشم. می دانم که باید مستقل باشم." البته اگر احساس تنهایی می کنید باید هم افسرده باشید و آنوقت است که به دنیال راه چاره می گردید. اما وقتی از این حس خجالت بکشید، سعی می کنید آنرا از بقیه پنهان کنید و کم کم تصور خواهید کرد که هیچکس نمی تواند نیاز شما به ارتباط را برآورده کند.

نوازش های التیام بخش

مردها معمولاً به من می گویند، "بااینکه می دانم همسرم واقعاً به من نیاز دارد یا احساس ترس می کند، اما نمی دانم چه باید بکنم. " به خاطر همین تنها فکری که به نظرشان می رسد این است که یک فنجان چای برای همسرشان می ریزند و بااینکه کار بسیار قشنگی است اما آن کاری نیست که باید انجام می دادند. اگر دستش را دور گردن او می انداخت و او را به سمت خودش می کشید مطمئناً بهتر می توانست به نیاز او برای برقراری ارتباط پاسخ دهد.

مردها می گویند که نمی دانند در چنین موقعیت هایی چه بایدب کنند درحالیکه تسکین دادن را بلد هستند—اینکار را با فرزندانشان انجام می دهند وقتی که شب ها به آرامی آنها را در آغوش گرفته و در گوششان لالایی زمزمه می کنند. تفاوت آن در این است که آنها آسیب پذیری فرزندانشان را می بینند و به آن واکنش می دهند اما وقتی به همسرانشان نگاه می کنند فقط شخصی را می بینند که درمورد آنها قضاوت میکند. اما او هم آسیب پذیر است.

لمس کردن یکی از راه های اصلی برقراری ارتباط با انسانی دیگر است. گرفتن دست همسرتان وقتی نگران است یا نوازش کردن شانه های او در وسط مشاجره می تواند فوراً اضطراب و ناراحتی او را از بین ببرد.

دنیای مشاوره و روانشناسی در سالهای اخیر شدیداً به دنبال حفظ حریم ها بوده است. اما نظر من این است که یکی از مشکلات اصلی دقیقاً مخالف این است—همه ما از هم جدا شده ایم.

وقتی دو عاشق را نگاه می کنید، همیشه در حال لمس کردنو نوازش کردن همدیگر هستند. دو نفر دیگر که می خواهند بعد از مشاجره دوباره به رابطه عاشقانه خود برگردند را هم اگر نگاه کنید، آنها هم مدام همدیگر را نوازش می کنند. این علامت ملموس از میل به برقراری رابطه است.

سکس بی خطر

یک باور نادرست درمورد عشق این است که اغلب تصور می کنند عشق یک تب سوزاننده است که باید فروکش کند. این واقعاً احمقانه است. من واقعاً هیچ دلیل علمی یا انسانی نمی بینم که چرا افراد نمی توانند در طولانی مدت از روابط خود لذت ببرند.

افرادی که سکس بیرون از رابطه دارند، به این دلیل اینکار انجام می شود که زندگی جنسیشان با همسرانشان بسیار کسالت بار شده است. اینکار را می کنند چون تنها هستند، چون نمی توانند از نظر احساسی با طرف مقابلشان ارتباط بگیرند. بعد وقتی کس دیگری به آنها لبخند می زند و باعث می شود که احساس خاص بودن کنند و فکر کنند که برای کسی ارزش دارند، آنوقت خودشان را در موقعیت عجیبی می یابند که به یک نفر متعهد هستند اما به فرد دیگری پاسخ می دهند.

عشق مثل همه چیزهای دیگر است: جزر و مد دارد. اما سکس اگر یک بعدی باشد و با احساسات مرتباط نشود همیشه کسالت بار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر از نظر احساسی درگیر باشید، آنوقت سکس صدها بعد پیدا می کند و مثل عشق بسیار لذت بخش خواهد بود.

من این نوع سکس ایمن و بی خطر را "سکس متقارن" می نامم که در آن آزادی احساسی و پاسخدهی، نوازشهای عاشقانه، و شهوت همه در کنار هم می آیند. وقتی طوج یک ارتباط احساسی مطمئن با هم داشته باشند، صمیمیت جسمی هم در پی آن به وجود خواهد آمد. این زوج ها می توانند با آزادی بیشتری نیازها و اولویت های خود را ابراز کنند و میل بیشتری هم به تجربه جنسی با هم خواهند داشت.

عشق ماندگار

وقتی توانسید دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید و نیاز هر دو شما به وابستگی تامین شود، باید سعی کنید همیشه از نظر احساسی به هم پاسخ دهی داشته باشید. می توانید با کمک به همدیگر برای شناخت مسائل مربوط به وابستگی که در مشاجرات شما پدید می آید، اینکار را انجام دهید.

مثلاً اگر همیشه از کوه نوردی های خطرناک دوست دخترتان عصبانی می شوید، با او صحبت کنید و بکویید که این عصبانیتتان به خاطر ترس از دست دادن اوست و ببینید که چطور او می تواند احتیاط های بیشتری انجام دهد. یا اگر با کوهی از کارها و مسئولیت های بچه داری تنها گذاشته می شوید، برنامه ریزی کنید که چطور شما و شوهرتان می توانید در کنار هم والدین بهتری باشید تا دیگر فکر نکنید که او شما را با مشکلات بچه ها تنها گذاشته است.

همچنین باید لحظات خوب را در کنار هم جشن بگیرید. همیشه و همه جا، وقتی از خوب بیدار می شوید، وقتی خانه راترک می کنید، وقتی برمی گردید، یا وقتی می خواهید بخوابید، همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید.

این داستان ها هستند که زندگی های ما را شکل می دهند و داستان هایی که ما از زندگیمان می گوییم خودِ ما را شکل می دهند. یک داستان عشقی برای خودتان و همسرتان بسازید که بیانگر آینده رابطه شما مثلاً در 5 یا 10 سال آینده باشد. اینکار باعث می شود همیشه پیوند بینتان را مستحکم نگه دارید.

آغوشتان را باز کنید

چون وابستکی یک نیاز عمومی است، نگاه کردن به عشق از دیدگاه وابستگی می تواند به والدین برای شناخت مشکلات با فرزندانشان کمک کند. حالا که فهمیدید عشق چیست، دیگر باید بدانید که آنرا چطور حفظ کنید. این به خود ما بستگی دارد که از این دانش استفاده کرده و به مراقبت از همسر و خانواده مان بپردازیم. و با همدلی و شجاعتی که به ما یاد می دهد، می توانیم به دنبال راهی برای منتقل کردن آن به دنیا و انجام کاری مفید باشیم.


برچسب ها: عشق, مقالات, ازدواج و خانواده, روان شناسی, ارتباطات از هم گسیخته, زن, حبت, مراقبت, توجه, ترمیم پیوندها, نوازش های التیام بخش, نوازش, سکس بی خطر, عشق ماندگار, آغوشتان را باز کنید, مجله خانواده, زنان, مردان, مسایل زناشویی, خواستگاری و ازدواج, خواستگاری, ازدواج, اجتماعی, بانوان, دانستنی های متعهلان,

DataVista

آخرین دست نوشته ها